persianweblog persianblog
روزی روزگاری

ضرورت استاندارد سازی تولید و توزیع فیلم ؛ بازارهای فیلم پیشکش!

سینما که از آن به عنوان هنر- صنعت نام برده می شود دارای ارکان مجزا و در عین حال وابسته  به هم است. هسته اولیه تولید کالا (فیلم) در چرخه صنعتی این گستره را فیلمنامه، فرآیند تولید، توزیع و نمایش تشکیل می دهد.

چرخه ای کاملا مجزا ، تخصصی که در قالب سینمای استاندارد تعریف می شود و هرکس در این مجموعه وظیفه ای را عهده دار است و برخلاف سینمای ما، فیلمنامه نویسی، کارگردانی، تهیه کنندگی و کارهای فنی را یک نفر به تنهایی انجام نمیدهد بلکه گروهی از متخصصان بنا به تعریف حرفه ای کار و جایگاهشان به انجام وظیفه می پردازند.

وقتی سخن از ضرورت استاندارد سازی سینما به میان می آید بیش از پیش ضرورت توجه به این مقوله حس می شود چرا که تفکیک تخصصی امور، خروجی کیفی را در پی خواهد داشت.  اما این روند همواره در سینمای ایران در قالب تئوریک مطرح شده و هیچگاه جنبه اجرایی پیدا نمی کند. فیلمنامه بدون تحقیق و پژوهش و  اساسا جایگاه حرفه ای و تخصصی فیلمنامه نویس نوشته و درصورت بارها بازنویسی نشدن  توسط کارگردانان یا سلیقه تهیه کنندگان ، به چرخه  تولید که آن نیز فارغ از خواست ونیاز مخاطب صورت می گیرد، قرار می گیرد.

توزیع و یا پخش فیلم که از آن به عنوان بخش درآمدزا و یا بازاریابی هنر - صنعت سینما یاد می شود از جمله ارکان با اهمیت این حوزه است که اتفاقا نیاز به متخصصان و افراد کاربلد دارد که متاسفانه در سینمای ما تعداد آنها حتی به تعداد انگشت دست نیز نمی رسد. دفاتر پخش سنتی فیلم در سینما بسیارند؛  اما توزیع به معنای امر امروزین آن در سینما وجود ندارد و اغلب دفاتر فعال در این عرصه در قالب روابطی نانوشته و منسوخ شده به روزگار می گذارنند و جالب اینکه هرگاه سخن از ضرورت دگردیسی در این حوزه به وجود می آید از خود مقاومت نشان می دهند و همواره از تجارب دیروز خود که امروز در سینما کارآیی ندارد سخن به میان می آورند.

توزیع تخصصی ، مناسب و کارامد متناسب با نیاز بازارهای داخلی ، منطقه ای و بین المللی یک اصل در سینمای استاندارد و پویا امروز جهان می زند و کشورهای صاحب سینما در این زمینه سرمایه گذاری اساسی کرده و به تربیت نیرو و جذب بازارها می پردازند.

حضور در مجامع و رویدادهای بین المللی نیز بر اساس همین امر برای کشورهای صاحب سینما معنا می یابد و صرفا در حد حضور فیلم در جشنواره ها و یا کسب جایزه خلاصه نمی شود. نگاه اقتصادی و درآمدزا کشورهای صاحب سینما به فیلم به عنوان کالای - فرهنگی و اقتصادی بر اساس توزیع حرفه ای متمرکز است و بحث اکران گسترده اثر نیز در کنار انجام درست مقوله بازاریابی معنا می یابد.

حال با این اوصاف سهم و جایگاه ما در بازار کلان فیلم و سینما جهان چقدر است؟ چه تعداد از آثار جایزه گرفته و تحسین شده ایرانی در بازارهای منطقه ای و جهانی عرضه و درامدزا بوده ان؟ چه فوایدی اقتصادی از حضور در جشنواره ها و بازارهای فیلم که اتفاقا برای عرصه فرهنگ و هنر هزینه بر بوده ، داشته است؟ بازار جشنواره کن امسال که محور مناقشه میان دست اندرکاران سینمایی و منتقدان بوده است چه منافع اقتصادی و ارز آْوری برای صنعت فیلم کشور داشته است.

آیا اساسا فارغ از تئوری های رایج، برنامه ای برای ورود به بازارهای منطقه ای و جهانی در میان و درازمدت داریم؟. بحث نظامند کردن شبکه توزیع بین المللی فیلم و کادرسازی در این زمینه در برنامه مدیران فعلی سینما جا دارد ؟

پاسخ به این پرسش ها ما را به یک هدف و ضرورت سوق می دهد؛ استاندارد سازی سینما!. هرچند که مقوله استاندارد سازی سالن های نمایش و افزایش توان اکران خود نیز مثنوی هفتادمن طلب می کند.  

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٩ - حسن معظمی

سینمای امروز، نقطه سرخط !

سینما، هنر- صنعت با اهمیت ، مدرن و پیچیده قرن معاصر در حالی تکوین خود را به دست بشر به نظاره نشسته است که ما به عنوان دارنده این صنعت که اتفاقا دارای شناسنامه نیز هستیم همچنان در ایجاد ساختار حرفه ای و نظامند کردن آن عاجزیم.

سینما در این سامان تبدیل به آزمایشگاهی از آزمون و خطا و مسیری برای آمد و شد ، مدیران که هریک با خود تفکر و شیوه ای منحصر بفرد دارند و جالب اینکه هیچ یک اسلاف قبل از خود را قبول ندارند!، بدل شده است. روزگاری درجه بندی فیلم ها- دفترچه سیاستگذاری ، مقطعی کنترل فیلمنامه، سینمای جشنواره ای ، ایامی درهای باز!، دوره ای فیلم فاخر و آثار خانوادگی، حمایت عام - حمایت خاص و امروز دوباره نقطه سرخط! دفترچه سیاستگذاری ، بازاریابی و تئوریهایی که بیشتر  به درد نطق های رادیویی و تلویزیونی خورده و اغلب روی کاغد می مانند و مجال اجرا نمی یابند.

سینمای استاندارد روز دنیا با سرعتی شتاب آلود از ما گذشته و کشورهایی در آسیا که تا دیروز حصرت جایگاه ما را در این گسترده داشتند امروز از سینمای ما عبور کردند و نه تنها در مجامع و رویدادهای بین المللی بلکه در بازارهای منطقه ای و جهانی جایی را برای خود دست و پا کردند.

سینما هنر - صنعت با اهمیت روز جهان، عرصه ای است که فارغ از تکنیک ، خلاقیت و هنر نیازمند سرمایه گذاری اصولی، برنامه ریزی هدفمند مبتنی بر نظرات کارشناسانه و ارتباط منطقی با کشورهای صاحب سینماست.

بسیاری از صاحب نظران، سینمای ایران را به دلیل تغییر مداوم ریل برنامه ای، به بیماری تشبیه می کنند که کمتر دارویی می توان برای درمانش یافت چرا که معجون داروهای تجویز شده در طول ایام مختلف، این بیمار را مقاوم و مرض را در آن مزمن ساخته است.

بیماری که خود پول برای درمان ندارد و حکایت درمانگرش نیز یادآور داستان دوستی خاله خرسه است!. بی پولی سینما، بی میلی و محافظه کاری بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در این عرصه و اشتیاق افراد غیر مسوول برای بودن در هنر هفتم مملکت و رفت و آمد مدیران متعدد که عمر برنامه و فکرشان کوتاهست، سینما را بیش از پیش رنجور و مخاطب را دلزده کرده است.

سینمای بی حال ما را "نیش زنبورها"، "دو خواهر"، "شاخه گلی برای عروس" و آثاری اینچنینی گرفته و طبیعی است که نمایش فیلمی مثل "طلا ومس" نیز نمی تواند حتی با ماشین تمجید مطبوعات و رسانه ها، سرحالش کند.

سینما بیش از افکار خط کشی شده و شیوه نامه های کاغذی به توجه ، سرمایه گذاری ، اعتمادآفرینی و تبیین هدف مشترک در پرتو تولید و عرضه آثار جذاب ، مخاطب پسند ، محتوایی و متنوع همراه با تقویت ساختارهای نرم و سخت افزاری نیاز دارد.

    

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٩ - حسن معظمی

طفل سرراهی به نام سینما و جشنواره فیلم کودک

از اینکه فیلم کودک ونوجوان و یا به تعبیری اثری برای این گروه سنی در کشورمان تولید نمی شود ؛ جمیع صاحب نظران عرصه سینما وحدت نظر دارند. اما از اینکه جشنواره ای که به نام این گروه اما به کام دیگران برگزار می شود و همواره در خوف و رجا برای یافتن جا قرار دارد و یا اینکه سر نخواستن این جشنواره در استان های مختلف که هرزگاهی دست به دست می شود، بین حضرات همواره به دلایل بیرونی اختلاف وجود داشته است. جشنواره فیلم کودک و نوجوانان سه سال پیش و در پی قراردادی که میان معاون وقت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاندار آن زمان همدان بسته شد پس از سالیانی از اصفهان به این منطقه منتقل شد. یادم هست استاندار همدان در آن ایام با نطق های آتشین و دفاع جانانه از فیلم کودک و مخاطبان انبوه این گونه سینمایی و توجه ای که به واسطه برپایی این رویداد هنری به همدان می شود، سخن ها می راند.

اما با تغییر معاونت سینمایی ارشاد و به دنبال آن مدیریت استان همدان، زمزمه ای که منجر به جدایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان از اصفهان شد به گوش رسید ، استاندار  و مدیران جدید این استان با طرح این پرسش که چرا ما باید برای جشنواره ای میلیاردی هزینه کنیم اما به نام دیگر (بنیاد سینمایی فارابی ) تمام شود، اصلا خودمان می خواهیم برگزار کنیم و در ضمن اولویت ما این جشنواره نیست و ...!. به راستی فرهنگ و هنر و انبوه مخاطبان یک گونه سینمایی که اتفاقا بیشترین افتخار را برای سینمای این کشور از محافل و رویدادهای معتبر جهانی به ارمغان آورند و نام ایران و انقلاب اسلامی را مطرح کردند، در اولویت نیست و هزینه برای آن ، دغدغه نیست.

 سینمایی که از آن فقط نام جشنواره ای مانده و تنها چند ماه به برگزاری آن پولی به چند تهیه کننده وکارگردان تزریق می شود تا چند فیلم هرچند نصفه و نیمه با نام کودک اما نه برای او ساخته و روانه اکران در این رویداد شود.فیلم هایی که اکثرا رنگ پرده را نیز به خود نمی بینند و تنها با دیدن در جشنواره کودک به خاطره های می پیوندند و اگر بخت با آنها یار باشد امکان راه یابی به شبکه نمایش خانگی می یابند!. حال آقایان مدیران استانی و تهرانی با  این استخوان در گلو مانده چه می خواهند کنند؟! طفل سر راهی که هیچکس قیومت او را نمی پذیرند اما در گستره واژگان و مباحث تئوریک هریک داد سخن می رانند و از باید ها و نبایدها تقویت این ژانر فراموش شده سینمایی می گویند. در توفیق ها همه شریکند اما در بزنگاهها آقایان مدعی غایب!. جالب اینکه همین همیشه مدعیان با دیدن اقبال عمومی بخصوص کودکان به تولیدات آن ور آبی؛ چهره در هم کشیده و با الفاط دهن پرکن خطرات فرهنگی  را یادآور می شوند و در مقام پند وموعظه به مخاطب بر می آیند!. اما در این میان این پرسش مطرح است که ما منظور کسانی که در حوزه تصمیم گیری و تصمیم سازی عرصه فرهنگ وهنر و بخصوص سینما قرار دارند و نحوه هزینه کرد پول و امکانات را مدیریت می کنند؛ چه وظایفی به عهده دارند؟ آیا این انتظار طولانی کودک و نوجوان ایرانی برای دیدن فیلم خوب، جذاب و مطابق با سلیقه و علاقه خود به سر می رسد ؟ آیا اساسا در سینما و تلویزیون جایی برای انها قائل هستند و آیا روزی می رسد که فیلم برای این گروه و متناسب با خواست و نیاز آنها ساخته و مجال اکران یابد؟.بچه های دیروز فقط خاطره "کلاه قرمزی" و "مدرسه موشها" را با خود دارند، اما  بچه های امروز با "شرک" و سایر شخصیت های آن ور آبی عجین شده اند !. به نظر می رسد باید به این بازی دست به دست کردن این طفل به زعم آقایان سرراهی ( سینما و جشنواره فیلم کودک و نوجوان) پایان داد و چاره ای کرد ،چرا که فردا دیر است.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٧ خرداد ،۱۳۸٩ - حسن معظمی

سوتفاهم، زخم ناسور سینمای ایران

 افراد خوشبینی مثل من که همیشه نیمه پر لیوان را می بینند خیلی به رویدادهایی که حقیقتی عریان را در رخ و نهان خود دارند ، بی توجهند .سینمای ایران از جمله پدیده هایی است که از این قاعده مستثنی نیست ، سینمایی که به زعم دولتی بودن ، خیلی ها از جمله من! معتقدند بخش خصوصی و اصناف سینمایی نیز  در آن دخیل اند و اساسا خیلی از تصمیم گیری ها  و گرداندن چرخ آن بدون مشاوره گرفتن از اهالی سینما، صورت نمی گیرد!. اما اتفاقات این روزها در سینما که به تعبیر تیتر وار یکی از خبرگزاریها به "جنگ نامه ای" میان جامعه اصناف سینمایی (خانه سینما) و معاونت سینمایی بدل شده ، نقاب از چهره این سو تفاهم تاریخی که از ابتدای ورود این مولود فرنگی و یا به تعبیر بهتر هنر - صنعت وارداتی به ایران وجود داشته، برداشت چرا که سینما را از ابتدا دولت از آن خود می دانست و بر حفظ ان تاکید داشت و سینماگران نیز مال خود! اما این روزها  ببخشید سو برداشت ها که از ماهها قبل با قطع بودجه خانه سینما از سوی مدیریت سینمایی کشور به ان دامن زده شده و از سویی غیبت نمایندگان جامعه اصناف در شورای مجوز ساخت فیلم و و طولانی شدن معرفی و یا قرار گرفتن نمایندگان جدید در این شورا فصل جدیدی از دوری صنوف سینمایی با مدیریت دولتی این عرصه را رقم زده است. اما در این میان این پرسش مطرح است که سو تفاهم ها و برداشت های نادرست از عملکرد افراد، یا قهر و آشتی ها ادواری به زیان کیست؟ بدیهی است که سینما تنها قربانی این سو تفاهم های نا تمام . مخاطب همچنان سردرگم از دیدن آثار جذاب و کیفی است.اگر قبول داریم که بنیه اقتصادی سینما نحیف است و باید به این بخش از فرهنگ و هنر کشور و اهالی آن کمک کرد، حمایتی بی منت و هدایتی متفکرانه متناسب با برنامه کلان کشور و منافع ملی و در جهت ارتقای تولیدات (کمی و کیفی ) و جذب مخاطب، شخصی نگری ها را باید کنار گذاشت.در سال  همت و کار مضاعف با همدلی ، اعتماد آفرینی و حرکت در مسیر رشد و توسعه کشور که سینما از بخش های مهم در حوزه های صنعت و فرهنگ آن است، امکان پذیر است. شاید این تاکید همیشگی کمی ملال آورباشد اما تا سینما در مسیر استاندارد سازی در ارکان مختلف و تفکیک تخصصی امور قرار نگیرد و اهالی خود بر سرنوشتشان ( در عرصه تولید و عرضه) با نطارت منطقی و کارشناسانه دولت قرار نگیرند، سو تفاهم ( میان بخش خصوصی و دولتی) به عنوان زخم ناسور سینما را رنج می دهد.

    

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٩ - حسن معظمی

سینما، سال 88 را با حاشیه های "درباره الی" آغاز کرد

سینمای ایران در حالی سال 88 را آغاز می کند که دیر آماده شدن آئین نامه اکران فیلم به همراه تعویق نمایش فیلم "درباره الی" از آثار اعلام شده در جدول نوروزی، این بخش را با حاشیه هایی روبه رو کرده است .
تکلیف آئین نامه اکران فیلم همواره طبق عرف رایج در سه ماه پایانی سال روشن و ترکیب آثار اکران نوروزی با پایان جشنواره فیلم فجر، مشخص می شد اما در سال 87، تدوین این دستورالعمل با کش و قوس های فراوانی روبه رو شد و در نهایت یک کمیته هفت نفره از سوی خانه سینما و شورای صنفی نمایش، مامور به سامان رساندن آن شدند.
آئین نامه اکران سال 88 در نهایت پس از آماده سازی توسط خانه سینما در نیمه پایانی اسفندماه تحویل اداره ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفه ای معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد، هرچند که از مفاد دقیق این آئین نامه و کیفیت اجرای آن همچنان مطلبی به بیرون درز نکرده است و صرفا اخبار حکایت از یکسری کلی گویی در باب اکرال سال جدید از سوی افراد مختلف دارد.

شورای صنفی نمایش فیلم نیز بلافاصله پس از تحویل آئین نامه (در روزهای پایانی سال 87) ترکیب فیلم های نوروزی را متشکل از "وقتی همه خوابیم" از بهرام بیضایی،‌"اخراجی ها2" از مسعود ده نمکی، "سوپر استار" از تهمینه میلانی، "درباره الی" اصغر فرهادی و " بیست" از عبدالرضا کاهانی را اعلام کرد و مدیرکل ارزشیابی و نظارت نیز در فاصله کوتاهی ابراز داشت که همه آثار نمایشی اکران نوروز پروانه اکران عمومی دریافت کردند.
همه چیز تا 27 اسفندماه طبق روال اعلام شده پیش رفت و بر اساس برنامه اکران نوروزی فیلم ها می بایست از 28 و 29 ماه یادشده در سینماهای طرف قرارداد خود اکران می شدند که از 28 اسفندماه زمزمه نمایش ندادن فیلم درباره الی از منابع غیر رسمی به گوش رسید.
این فیلم که قرار بود در گروه سینمایی آفریقا برای نوروز اکران شود به یکباره جای خود را به دیگر آثار داد و جدول نوروزی تاکنون با چهار فیلم بسته شده است.
همچنین تهیه کننده فیلم درباره الی پیشتر گفته بود که به دلیل مضمون خاص و تلخ فیلم در صورت اکران نشدن در نوروز، ترجیح می دهیم که این اثر برای تابستان اکران شود.
در این میان نیز برخی منابع نزدیک به اداره ارزشیابی و نظارت بر این نظر تهیه کننده فیلم یادشده صحه می گذارند و از زمان مناسبتری برای اکران فیلم درباره الی حکایت دارند.
واکنش مدیر عامل خانه سینما و رئیس کانون کارگردانان نیز در مورد وقفه ایجاد شده برای اکران فیلم فرهادی در نوع خود جالب است و به نظر می رسد که پس از تعطیلات نوروز، تصمیم گیری برای روشن شدن وضعیت اکران عمومی فیلم ها و سرنوشت آثار دارای پروانه نمایش که تاکنون مجال اکران عمومی نیافتند، محور بحث و گفت وگو خانه سینما و مدیریت سینمایی باشد.
ارایه شفاف آئین نامه اکران به همراه مشخص شدن وضعیت اکران عمومی در تهران و بخصوص شهرستان ها که با اکران همزمان فیلم دارای سرنوشتی مشترک با پایتخت دارند، می تواند از دامنه ابهام ها و حاشیه سازی بکاهد و این امر با ایجاد تعامل منطقی و بهره گیری از نظارت کارشناسی میان دست اندرکاران سینما و صنوف ذینفع، امکان پذیر است.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۳٠ اسفند ،۱۳۸٧ - حسن معظمی

"سینمای پلیسی" در انتظار روزهای آفتابی

جشنواره فیلم پلیس در حالی سومین دوره حیات خود را پشت سر می گذارد که به رغم توجه و حرکت به سمت احیای سینمای پلیسی در ایران ، هنوز این گونه(ژانر) نتوانسته آنگونه که شایسته این ژانر پرمخاطب است ، پا بگیرد و به تعبیری "سینمای پلیسی" در انتظار روزهای آفتابی است . سینمای پلیسی که شاید همگام با ورود سینما به این سامان در کنار سایر گونه ها (ژانر) متولد شد، اما از آغاز تاکنون به رشد و بالندگی دست نیافته و مخاطبان بومی خود را در حسرت و انتظار قرار داده است .
تولیدات پلیسی در قالب تلویزیونی در طول سالیان اخیر بیشتر و در مقیاس سینما کمتر در کشور تولید می شود و مخاطبان را به سوی خود می خواند اما این آثار که کمتر دارای ساختار مناسب فنی - مضمونی و فاقد در برگیری نیاز مخاطب با توجه به شرایط ملموس اجتماعی است، کمتر توانسته در مقابل آثار مشابه خارجی که تعدادشان نیز در تلویزیون کم نیست ، عرض اندام کند.

جشنواره فیلم پلیس به عنوان فرصتی برای عرضه و ایجاد جریان فرهنگی با پشتوانه ظرفیت های سخت و نرم افزاری، بستری برای توجه به این گونه از قاب سینما و امید به بهبود تولیدات تلویزیونی است.
نیروی انتظامی با ایجاد تعامل منطقی و ارایه تعاریف مناسب فرهنگی بویژه توجه به ظرفیت های سینمای اجتماعی از جمله فیلم های مستند که دربرگیرنده آسیب های اجتماعی در گستره های مختلف جامعه است، محور موضوعی جشنواره فیلم پلیس را به این نگاه اختصاص داده اند.
ناجا، با پایه ریزی جشنواره فیلم پلیس و راه اندازی مرکز "ناجی هنر" که به فعالیت های فرهنگی این نیرو بویژه در عرصه سینما و تلویزیون اختصاص دارد، کارکردهای آموزشی با نیم نگاهی جدی به ارتقای فرهنگ عمومی در جهت نهادینه کردن نظم و تقویت انضباط اجتماعی و روحیه قانون مداری را دنبال می کند.
سازمان پلیس از سالیان پیش و به دنبال مشارکت در تولید فیلم های انیمیشنی و آموزشی و پخش منظم آن از تلویزیون به اثرات رسانه تصویر درفرهنگ سازی و ایجاد کارکردهای مناسب آموزشی پی برده و بخشی از توان و دغدغه خود را فارغ از وظایف سازمانی به این امر مهم که شاید پیشتر مغفول واقع شده، اختصاص داده است.
ناجا با ورود به عرصه فیلمسازی و مشارکت در تولید آثار تلویزیونی و سینمایی که نمایش آثار انیمیشنی – آموزشی در حوزه های مختلف از جمله با موضوع ترافیک، فرهنگ شهر نشینی ، رعایت قانون و اشاعه قانون مداری و ارتباط با گروههای مختلف سنی جامعه ، آموزش بصری و اعتماد آفرینی میان آحاد جامعه و مجریان قانون در مدار تولید و عرضه آثار هنری را پی جویی می کند.
جشنواره فیلم پلیس به عنوان نماد این نگاه و حرکت، تجربه ای جدید برای داشتن رویدادی که یادآور داشتن سینمای پلیسی و ضرورت سرمایه گذاری اساسی برای تولید و عرضه فیلم در فرمت سینما و تلویزیون با بهره گیری از مضامین کیفی بدور از سفارش پذیری های رایج و استفاده از تکنیک و تولید فیلم در مقیاس استاندارد های معقول برای جذب مخاطب است.
به عقیده کارشناسان، تولید فیلم های آپارتمانی و استفاده صرف بصری - ابزاری از پلیس و تجهیزات مرتبط با این حرفه بیش از آنکه نشانگر قدرت و هوشمندی مجریان قانون باشد به دلیل نداشتن ساختار قوی روایی و شخصیت پردازی های ناقص و کارگردانی ضعیف، زیانبار و برای مخاطب ملال آور خواهد بود.
با نگاهی به تولیدات چند سال اخیر سینما و تلویزیون و فارغ از چند اثر انگشت شمار که تا حدودی به آثار معقول و تکنیکی سینمای حادثه ای – پلیسی جهان نزدیک است ، هیچ یک آثار سینمایی – تلویزیونی چنگی به دل نمی زند و اقبال مخاطب به آثار خارجی نظیر مجموعه "هشدار برای کبری 11" یا سریال های مشابه خارجی آن که قصه و شخصیت های با محوریت پلیس بوده ، گواه آن است.
بنابراین جشنواره فیلم پلیس می تواند به عنوان رویدادی دوسالانه ، یادآور ضرورت داشتن سینمای پلیسی متعالی و مطابق با شخصیت پلیس ایرانی - که تفاوت بسیار با شخصیت مکانیکی پلیس در سایر کشورها که صرفا دستورات آئین نامه ای را پیگیری می کند - ، باشد .
تولیدات پلیسی امروزه از جمله بخش های درآمدزا و پرمخاطب سینماست که غفلت از پرداخت به آن در کوتاه و دراز مدت ، سینمای ایران را از داشتن مخاطبان انبوه محروم می سازد.
حال که تعامل منطقی میان نیروی انتظامی و سینماگران و برنامه سازان تلویزیونی شکل گرفته، ایجاد آزادی عمل برای دسترسی آنها به پرونده های مختلف پلیسی، جهت مطالعه و ایجاد تحقیقات مناسب در جهت پرورش قصه و شخصیت پردازی مناسب، می تواند زمینه تولید آثار کیفی و ملموس و بدور از اغراق را در رسانه تصویر ( سینما - تلویزیون ) کشور فراهم آورد.
به عقیده صاحب نظران، اعتماد آفرینی و پرهیز از ارایه سفارش های رایج در ترسیم شخصیت غیرواقعی از پلیس و ماموریت های محوله، می تواند به عنوان برون رفت از سطحی نگری و برخی خط قرمزهای فرضی در تولید و عرضه فیلم در سینما و تلویزیون زمینه ارتقای تولیدات پلیسی را فراهم آورد.
چهارمین جشنواره فیلم پلیس با دوسال فرصت برای دیدن نخستین ثمرات آن درراه است .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٧ - حسن معظمی

سینمای دفاع مقدس ، ضرورت احیای ساختار مضمونی و تکنیکی

فیلم دفاع مقدس با بهره گیری از مضامین متن و حاشیه جنگ تحمیلی از اوایل دهه 60 به عنوان تنها گونه ایرانی (ژانر) در ویترین سینمای ایران جای گرفت و تا اواسط دهه 70 از گونه های پرمخاطب به شمار می رفت.
سینمای دفاع مقدس به عقیده بسیاری از صاحب نظران، خوب پاگرفت، اما نتوانست به دلیل برخی نا همراهی ها همگام با تغییرات جامعه و تغییر نسل ها و بنا به تاکید بزرگان به زوایای مختلف جنگ و آدم های درگیر در این رویداد عظیم بپردازد و از این رو ، این سینما دچار نوعی ایستایی و رخوت و گرفتار مخاطب گریزی مضاعف در مقایسه با سایر گونه های سینمایی شد.
هرچند، آفت مخاطب گریزی صرفا گریبان این گونه (ژانر) را نگرفت و در دوره ای تبدیل به اپیدمی در سینمای ایران شد، اما سینمای دفاع مقدس به دلیل گستردگی مضمونی و موضوعی و هزینه گزاف در تولید به همراه مرزبندی های فرضی و محدود سازی مضمونی از سوی برخی دست اندرکاران حامی و افراد غیرمسئول اما موثر، نتوانست در مقابل این معضل، کمر راست کند.
به اعتقاد کارشناسان، سینمای دفاع مقدس با دچار شدن به تنگ نظری در انتخاب موضوع و محدود سازی در پرداخت به زوایای مختلف جنگ و غفلت از ارتقای تکنیکی و عدم رهایی از تجهیزات و ادوات و اصرار بر پرداخت مستقیم به مقوله جنگ از سویی و بی توجهی دست اندرکاران در این حوزه، نتوانست آنگونه که شایسته این سینماست به ترسیم واقعیت های دوران دفاع برای آگاهی بخشی به نسل امروز بپردازد.

سینمای دفاع مقدس به دلیل ویژگی های یادشده و گستردگی مضمونی می تواند ناقل امینی برای وقایع آن دوران افتخار آمیز و حماسه سازان ایام دفاع از سویی و افشا کننده ماهیت برپا کنندگان جنگ تحمیلی بر مردم ایران باشد.
همانگونه که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار با کارگردانان سینما تاکید فرمودند، پرداخت به زوایای مختلف جنگ و افشای ماهیت بانیان این رویداد وظیفه ای است که باید در سینما به آن پرداخته شود.
بنابراین، سینمای جنگ، صرفا با تصویر سازی از درگیری مستقیم با دشمن در جبهه های نبرد تعبیر نمی شود و واکاوی لایه های مختلف این رویداد، آدم های درگیر در آن و تاثیرات این پدیده در جامعه در قالب های مختلف از دیگر کارکردهای این گونه (ژانر) به شمار می رود.
سینمای دفاع مقدس به عقیده بسیاری از سینماگران، نیازمند آسیب شناسی جدی، خود باوری، گسترش دامنه موضوعی از بعد نوشتاری (فیلمنامه)، آزادی عمل برای تولید و خروج از پیله تنگ نظری و سوتفاهم های فرضی افراد غیرمسئول و زمینه سازی برای حضور فیلمسازان خلاق و امید آفرینی برای کارگردانان با تجربه و صاحب سبک این عرصه است.
دراین میان مسوولان فرهنگی نیز براین اعتقادند که واقعیت های دوران دفاع مقدس و جبهه های جنگ در سینما منعکس نشده است .
بطوریکه " مهدی کوچک زاده " عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ضمن تاکید براین اعتقاد می گوید : اکثر فیلم ها و سریال هایی که تاکنون با محوریت دفاع مقدس ساخته شده، انعکاس واقعی جریانات آن دوران که در جبهه ها شاهد آن بودیم ، نبوده است.
کوچک زاده با اشاره به برخی آثار عرصه دفاع مقدس در سینما و تلویزیون، یادآورمی شود: در این قبیل آثار بیشتر جنبه درگیری، خونریزی و سلاح در جنگ برجسته می شود و این در حالی است که در جبهه ها ، تاثیر روحیه از خودگذشتگی و عشق موج می زد .
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تصریح می کند: در اکثر فیلم های ساخته شده این عشق را در سطح نازل نشان می دهند و این نشانگر این است که "بسیاری" از فیلمسازانی که در این زمینه مشغولند، با دوران دفاع مقدس و جنگ آشنایی ندارند.

کوچک زاده در عین حال با اشاره به خلق صحنه های زیبای مرتبط با دوران دفاع مقدس در برخی آثار سینمایی، براین باور است که پرداخت به واقعیات دوران دفاع مقدس ، این سینما را عمیق و جذاب خواهد کرد.
"محمد علی باشه آهنگر" از کارگردانان سینما نیز می گوید: متاسفانه فقط حمایت از آثار ارزشمند و فرهنگی در سخن انجام می شود و بیشترین توجه در سینما به فیلم های سطحی است .
کارگردان فیلم "فرزند خاک" ، می گوید : جای پرسش دارد که نهادهایی که دارای امکانات وسیعی برای نمایش فیلم هستند، چرا برای نمایش فیلم های سینمای دفاع مقدس نظیر فرزند خاک مساعدت نمی کنند.
فیلم تحسین شده فرزند خاک با مضمون دفاع مقدس، روایت "زنی "است که برای برگرداندن پیکر شوهر شهیدش راهی جبهه های جنگ تحمیلی می شود .
باشه آهنگر با انتقاد از نحوه برخورد با سینمای دفاع مقدس، ادامه می دهد : صرفا با برپایی چند جشنواره موضوعی کم اهمیت در عرصه فیلم کوتاه به این سینما پرداخته می شود.
این کارگردان همچنین تصریح کرد: همواره برای آسیب شناسی حوزه سینمای دفاع مقدس از فیلمسازان نظر خواهی می شود و این در حالی است برای جویا شدن حال این سینما باید از دست اندرکاران آن نظیر انجمن سینمای دفاع مقدس و نهادهای شهری همچون شهرداری که در امر تبلیغ متولی هستند، سراغ گرفت.
باشه آهنگر همچنین از نحوه تبلیغ فیلم های ارزشی و بی توجهی نهادهای مسئول همچون شهرداری و تلویزیون، به این مقوله انتقاد کرد.
او می افزاید:این گونه رفتارها نشانگر این است که متاسفانه حمایت از آثار ارزشی فقط در حد حرف می باشد و در عمل این دست فیلم ها دیده نمی شود.
" مسعود ده نمکی" دیگر کارگردان سینما ، نیز معتقد است که آسیب شناسی سینمای دفاع مقدس از منظر مضمونی و ساختاری یک ضرورت و اقدامی اساسی است .
وی، می گوید: سینمای دفاع مقدس باید از منظر نرم و سخت افزاری مورد مطالعه و آسیب شناسی جدی و به دور از هر گونه غرض ورزی و شخصی نگری ، قرار گیرد.
کارگردان فیلم "اخراجی ها"،یادآورمی شود: ریزش مخاطب تولیدات سینمایی و تلویزیونی نشانگر توجه به این امر(آسیب شناسی) است. تولید انبوه فیلم، سریال و فیلم تلویزیونی دلیلی بر توجه به مقوله دقاع مقدس نیست.
ده نمکی با اشاره به تولیدات جنگی سینمای جهان، می افزاید : بیش از نیم قرن است که جنگ جهانی تمام شده اما همچنان فیلم هایی که با محوریت این رویداد ساخته می شود، پر مخاطب و درآمد زاست، چرا این اتفاق برای آثار سینمای جنگی ما بوجود نیامد؟
این کارگردان، نبود نوآوری و دستمایه قرار دادن یک نوع غفلت در پرداخت صحیح به دوران دفاع مقدس از سویی و غلو در روایت این رویداد تاثیر گذار را از سوی دیگر در ناکامی سینمای دفاع مقدس موثر دانست.
او تصریح می کند که "عده ای با امکانات سینمای دفاع مقدس و با غفلت از اصل این جریان، فیلم ضد جنگ می سازند که مضمونی فارغ از این نوع سینما را به مخاطب القا می کند."
ده نمکی در ادامه می گوید : سینمای دفاع مقدس در بعد نرم افزاری نیز به دلیل نبود جایگاه پژوهش و فیلمنامه با مشکلات فراوانی روبه رو است به نحوی که این خلا، موجب غلو در ترسیم نشانه های جنگ در آثار این بخش شده است.
این فیلمساز با اشاره به مشکلات سخت افزاری سینمای دفاع مقدس، همچنین می گوید: سینمای جنگی دنیا با بهره گیری از آخرین امکانات رایانه ای و جلوه های ویژه مخاطب را محذوب خود کرده اند و این در حالی است که سینمای ما از این امر بی بهره است .
ده نمکی در عین حال ، سطح انتظار فیلمسازان از انجمن سینمای دفاع مقدس به عنوان متولی این بخش را زیاد دانسته و می افزاید: این نهاد خود نیز برای در اختیار گرفتن امکانات و تجهیزات در مضیقه است.
به گفته وی، بسیاری از آثار در این بخش با "لابی " شخصی ساخته می شود و بر خلاف گذشته نهادهای حمایت کننده، حمایت لازم برای تولید فیلم جنگی را انجام نمی دهند.
ده نمکی ، ساخت فیلم جنگی را با مجموع شرایط یادشده دشوار و پرداخت اصولی و اساسی برای برطرف کردن مشکلات این گونه سنیمایی را خواستار شد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٧ - حسن معظمی

"روز ملی سینما" میثاقی برای دستیابی به سینمای ملی

در حالی به "روز ملی سینما" نزدیک می شویم که این رویداد می تواند فارغ از هیاهوها و برخی مشکلات ساختاری این عرصه به میثاقی برای دستیابی یه سینمای آرمانی و ملی بدل شود. همه ساله روز 21 شهریورماه به عنوان "روز ملی سینما" و در قالب جشن سینمای ایران گرامی داشته می شود، امسال این رویداد به دلیل تقارن با ایام مذهبی به 25 ماه جاری موکول شده است.
سینمای ایران به دلیل جایگاه و موقعیت آن در جهان و تاثیر گذاری در جامعه در کانون توجه قرار داشته و اختصاص یک روز به آن نشانگر اهمیت این هنر- صنعت است.
با نگاهی به اوضاع و احوال سینما در طول یکسال گذشته و بدور از برخی امیدواری ها و ناامیدی های رایج آماری که اعداد و رقم به جای واقعیت روی کاغذ جا خوش کردند، به مرور برنامه ها در این عرصه این واقعیت که برنامه های سینمایی آرام آرام و با محور ارتقای فرهنگی و تقویت بنیه اقتصادی در حال اجراست، بیشتر نمایان می شود.
احداث، بازسازی و بهسازی سالن ها به عنوان برنامه محوری موسسه سینماشهر معاونت امور سینمایی طبق برنامه اعلام شده در حال انجام بوده و براساس پیش بینی تا پایان امسال حدود دو سوم سینماهای فعال کشور در این چرخه قرار خواهند داشت.

حرکت دوسال اخیر مدیریت سینمایی کشور در بهسازی و بازسازی سینماهای کشور موجب ترغیب نهادهای شهری برای عمل به وظایف مغفول خود در عرصه توسعه فضاهای فرهنگی کلانشهرها یی چون تهران شده که ساخت سینما آزادی و راه اندازی مجموعه سینمایی پارک ملت را می توان اشاره داشت.
280 سینما به طور فعال در چرخه نمایش فیلم کشور قرار دارند و بازسازی و بهسازی آن به عنوان برنامه محوری در دستور کار مدیریت سینمایی کشور است.
از سویی فعال سازی علمی طرح احداث شهرک سینمایی هشتگرد بدور از ارایه چشم انداز رویایی با بهره گیری از امکانات و منابع مالی موجود و تلاش برای استفاده از ظرفیت های بیرونی بویژه بخش خصوصی از دیگر برنامه های این بخش در آستانه روز ملی سینماست .
رایزنی با سینماگران و سینماداران برای اختصاص سالن نمایش برای فیلم های موسوم به فرهنگی یا مخاطب خاص و تقبل اعطای یارانه به گروه سینمایی فیلم های فرهنگی از طرح های در حال اجراست.
رونق نسبی نمایش فیلم و افزایش درآمد آثار سینمایی در اکران که در طول دو سال گذشته اثرات خود را ملموس تر ساخته است. فروش قابل توجه فیلم های اخراجی ها، توفیق اجباری ،آتش بس و همچنین توجه به آثار قابل تاملی نظیر "به همین سادگی" و حتی اخیرا در نمونه اجتماعی آن "همیشه پای یک زن در میان است" در این مقال می گنجد.
توجه به گونه های مغفول مانده در سینما، تنوع گرایی در تولید، سرمایه گذاری در طرح های فاخر سینمایی نظیر "ملک سلیمان" و "راه آبی ابریشم" به همراه زمینه سازی برای افزایش حضور فیلمسازان جوان و با استعداد در جرگه کارگردانان حرفه ای در قالب حمایت از فیلم های اول و دوم از جمله برنامه های در حال انجام است.
بیش از 90 طرح سینمایی با مضامین مختلف در طول یکسال اخیر در مراحل مختلف تولید قرار دارند.
ارایه طرح تجهیز و نوسازی سینمایی که ارتقای توان تکنیکی سینما را در کنار رشد مضمونی شامل خواهد شد که اثرات آن در تجهیز و نوین سازی لابراتورهای سینمایی نمایان شده و از دیگر کارهایی است که بدور از هیاهو در حال اجراست و اثرات آن سالهای آتی مشخص خواهد شد.
از سویی افزایش خرید رایت ویدیویی فیلم های سینمایی توسط موسسه رسانه های تصویری معاونت امور سینمایی در کنار گسترش شبکه ویدیو رسانه کشور، امکان بازگشت سرمایه تولید فیلم را به تهیه کنندگان فراهم ساخته به نحوی که خرید رایت برخی فیلم های سینمایی بطور قابل توجهی رو به افزایش خواهد رفت .

ساماندهی عرصه نمایش خانگی و متعادل سازی قیمت فیلم های ایرانی حاضر در شبکه ویدیویی با بازار در قالب عرضه ویژه فیلم که کوتاه کردن دست قاچاقچیان فیلم را به دلیل اقتصادی نبودن به همراه داشته است، از دیگر دستاوردهای برنامه ای مدیریت سینما در این عرصه به شمار می رود.
استمرار فعالیت ستاد مبارزه با تکثیر و توزیع غیر مجاز تولیدات سمعی، بصری و سینمایی با مشارکت سایر نهادهای مسئول و کنترل پدیده قاچاق فیلم که امنیت روانی و اقتصادی سینماگران را با مشکل مواجه کرده است و زمینه برخورد جدی با عرضه غیر مجاز فیلم های خارجی و غیر اخلاقی از فعالیت های این بخش می باشد.
در حوزه فیلم کوتاه ، مستند ، تجربی و انیمیشن نیز در طول یکسال گذشته چتر حمایتی مدیریت فرهنگی کشور گسترده بوده و تولید انبوه فیلم کوتاه تا سقف هزار اثر در حوزه انجمن سینمای جوانان و در عرصه سینمای مستند در حدود 300 فیلم در فرمت کوتاه، تجربی، نیمه بلند و سینمایی از جمله کارهای در دست اجرا و انجام شده است.
در عرصه انیمیشن نیز تولید سه فیلم بلند سینمایی که برای سال آتی آماده نمایش می شود و سرمایه گذاری و حمایت از طرح های کوتاه فیلمسازان و انیماتورهای جوان دیگر فعالیت های این بخش را تشکیل می دهد.
به عقیده کارشناسان، برنامه های سینمایی بدور از هیاهو و حول محور "سینمای ملی" در حال طراحی ، تبیین و اجراست، هرچند نتایج آن با توجه به امکانات محدود و منابع مالی محدود زمان بر می باشد اما حرکت در مسیر رشد و تعالی سینما، همگرایی، همدلی و صبوری و پرهیز از حاشیه پردازی را طلب می کند.
روز ملی سینما از راه می رسد و سینمای ملی می تواند به عنوان میثاقی برای دستیابی به سینمای آرمانی دستمایه امور قرار گیرد و منافع جمعی، ارتقای مضمونی و تکنیکی و تعامل و همدلی میان اهالی سینما و مدیریت فرهنگی کشور جای خود را به شخصی نگری و گروه گرایی، حاشیه سازی و برجسته سازی مشکلات و کمبودها و ایجاد ناامیدی بدهد.
روز ملی سینما می تواند جلوه گر سینمای واقعیت، امید و هویت باشد، پرداخت به واقعیت برای حرکت به سمت رشد و تعالی، انعکاس و اشاعه امید در سینما و چشم به داشتن هنر- صنعتی تاثیر گذار در منطقه و جهان با اتکا به رویکرد ارتقای فرهنگی و تقویت بنیه اقتصادی با ارایه شناسنامه و هویت ایرانی - اسلامی که خواست و نیاز سیمای ما در سینماست.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٧ - حسن معظمی

قانون مداری و پرهیز از هیاهو، قاعده بازی در جشن سینما

جشن خانه سینما در حالی به روزهای برپایی خود نزدیک می شود که زمزمه نمایش فیلم های فاقد پروانه نمایش در این رویداد، جشن را وارد حاشیه های ناخواسته و توضیح مباحث واضح و پذیرفته شده در اجرا می کند.

جشن دوازدهم خانه سینما بنا به اعلام دست اندرکاران آن، صرفا میزبان آثاری است که دارای پروانه نمایش از اداره کل ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفه ای معاونت امور سینمایی هستند، می باشد.
هرچند امکان دارد، فیلم هایی از کارگردانان مطرح نیز آماده نمایش باشند اما چون هنوز پروانه نمایش دریافت نکردند، طبیعی است که مجالی برای نمایش و قرار گرفتن در گردونه داوری جشن امسال را نداشته باشند.
همانطور که فیلمسازان برای ساخت نیاز به اخذ مجوز دارند، بدیهی است که نمایش آن ولو در قالب رویدادهای ملی، صنفی و موضوعی نیازمند مجوز بوده و هیاهو برای امکان یابی نمایش فارغ از مجاری قانونی غیرحرفه ای و غبارالود کردن فضا و در نهایت تحت تاثیر قرار دادن جشن جامعه اصناف سینمایی در آستانه برپایی است.
بدیهی است هر فیلم با در اختیار داشتن مجوزهای قانونی از جمله پروانه نمایش، امکان حضور در رویدادها و مجامع مختلف را دارد اما در این میان هستند کسانی که قاعده بازی را رعایت نکرده و با وجود نداشتن مجوز، آثارشان را در رویدادهای خارجی حاضر کرده و حقوق فیلم هایشان را به شرکت های بیرونی برای پخش می فروشند.
این عده قلیل که همواره از حمایت های عام سینما برای تولید فیلم نیز برخوردارندو هیچ گاه از فیلمسازی ضرر و زیان نمی بینند با گرفتن چهره در ظاهر منتقد به برنامه های رایج در سینما، گاهی هیاهو را برای انحراف ذهن مخاطب و سینما دوستان از طریق مجاری و تربیون های خود دستمایه امور قرار می دهند.
اکنون که به زمان برپایی جشن سینمای ایران نزدیک می شویم و داوران جامعه اصناف سینمایی مشغول ارزیابی آثار حاضر در این رویداد هستند، اشاعه حواشی در برخی تربیون های خاص و نام بردن از نمایش آثاری که هنوز پروانه نمایش ندارند در جشن سینما، جز قرار دادن جامعه اصناف سینمایی (خانه سینما) در مقابل مدیریت سینما و استهزا قانون چیز دیگری را در ذهن تداعی نمی کند.
رعایت قاعده بازی و قرار گرفتن در مدار قانون،شرط اساسی بریا فعالیت حرفه ای در عرصه های مختلف از جمله سینماست، جشن سینما را به همگرایی، جمعی نگری تبیین هدفی مشترک برای اعتلای سینمای ملی بدل کنیم و شخصی نگری و هیاهو را از این عرصه دور نمائیم .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٧ - حسن معظمی

"همیشه پای یک زن در میان است"،روایتی مردانه از دنیای زنان

فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" ساخته کمال تبریزی، اثری شخصی که در نبود رقابت حرفه ای در میان سینما گران و غفلت از پرداخت به مضامین تاثیرگذار و عمیق در گیشه یکه تازی می کند.
تبریزی از آن دسته فیلمسازانی است که به قولی زمانه خود را خوب می شناسد و تلاش دارد هیچگاه خود را از تک و تاب نیاندازد.این فیلمساز پس از اثر جنجالی و بحث برانگیز مارمولک و یک تکه نان که مضمونی ماورایی را در خود داشت، روایتی جدید از وضعیت زن و تلقی شخصی از زنان در پهنه زندگی و روابط اجتماعی را در همیشه پای زن در میان است به تصویر کشید.
این فیلم که برگرفته از داستان‌های کوتاه کتابی به همین نام از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی و نغمه ثمینی نوشته شده است.
همیشه پای یک زن در میان است ، روایت دعواهای مرسوم و مطالبات زن و مرد و کوتاه آمدن زنان است اما در این فیلم زن است که کوتاه نمی آید و مشکلاتی را برای مردی که دوستش دارد اما به مصلحت از او جدا و در نهایت به هم رجوع می کنند.

این فیلم داستان آدم های مختلف با روحیه های متفاوت است که هریک تعلقات خود را سرکوب و به نوعی از آن چیزی که هستند ، فرار می کنند، کسی که دائم زنان را مخل آسایش و زندگی می داند و در نهایت خود زندگی و ازدواج را ترجیح می دهد و دیگری که از مقام و موقعیت برای استفاده از زنان دستمایه رفتاری دارد و زنی که احساس بی پناهی در مواجهه با سیل پیشنهاد بی شرمانه دارد.
تبریزی کارگردان همیشه پای یک زن در میان است در نوشتاری، انگیزه توجه به این مقوله این گونه بیان کرده است: دوران کودکیم شروع شد، سالهای اول دبستان، احساس می‌کردم همه این جهان یک نمایش است! و از پدر و مادرم گرفته تا اولیای مدرسه و بقالی و قصابی و قنادی و سلمانی و غیره، همه بازیگران این نمایش هستند، تا بتوانند روی من! تاثیرات خاصی بگذارند! این احساس همراه من بود تا بعدها که به سن بلوغ رسیدم و بیشتر توانستم خودم و محیط اطرافم را بشناسم، به‌ این نتیجه رسیدم که همه افراد و اشیاء پیرامون، می‌توانند یک نشانه باشند و هستند!.
و این تلقی را بیشتر در مورد مادربزرگم داشتم، سواد نداشت اما در عین سادگی حرفهای بسیار عمیق و حکیمانه می‌زد، بتدریج احساس می‌کردم که او در خانواده و فامیل، مهمترین و اولین نقش را دارد، اوست که همه تدبیرها را می‌داند، و راه‌حل همه مشکلات را پیدا می‌کند! همه دخترها و پسرها، نوه‌ها و نتیجه‌ها و دیگران ، وقتی با مسئله‌ای لاینحل روبرو می‌شدند، با مادربزرگ مشورت می‌کردند و در فاصله کوتاهی راه‌حل را می‌یافتند، مسائل از همه نوع بود، ساده و پیش پا افتاده، تا مهم و سرنوشت‌ساز! مدتی بعد به این نتیجه رسیدم که توانایی و قابلیت فوق العاده مادربزرگ از زن بودن او ناشی می‌شود و پدربزرگ گرچه باسواد بود، اما این دانش و بینش را نداشت! چند سال بعد به این نتیجه قطعی رسیدم که زن مخلوقی استثنایی است و امکانات غیرقابل مقایسه با مردان دارد، مطمئن شدم نقشی که مادربزرگ در فامیل داشت، به تناسب ، زنان در جوامع بشری دارند!...

می‌دانم که این فرضیه کاملا بر خلاف مدارک و شواهد موجود است و دانشمندان آن را قبول ندارند! اما این رازی است که فقط زنان می‌دانند و من!! ... دانشمندان را هم مادرانشان تربیت کرده‌اند که مسئله مهم خلقت را وارونه جلوه دهند! ... غافل از اینکه در همه اتفاقات کوچک و بزرگ، همیشه پای یک زن در میان است و خدا بیشتر از همه مخلوقاتش ، طرفدار زن‌هاست!
همیشه پای یک زن در میان است روایت یک خیابان خیابان باریک پر از ترافیک است که به اکثر قهرها و دعوای همسایه‌ها، هم محله‌ها و خانواده‌ها توجه کنید به خیلی از جنگهای تاریخی نگاه کنید، حتی دعوای هابیل و قابیل را دوباره مرور کنید، همیشه پای یک زن درمیان است.
حبیب رضایی، گلشیفته فراهانی، آهو خردمند، اسماعیل خلج، حسن معجونی، صبا کمالی، حبیب‌الله حداد، سیاوش چراقی‌پور، شبنم مقدمی، مژگان جودی، هنگامه صالحی ، مهران مدیری و رضا کیانیان در این فیلم ایفای نقش کردند.
معجونی از قبل و مروری بر امروز با زبانی به ظاهر طنز اما گزنده ، اجتماعی که ابزار بر گوشت و پوست فائق آمده و همه چیز در سطح مانده و عمقی ندارد، همه گرفتار کار و معاش و غفلت از عشق و دوست داشتن، اما همیشه پای یک زن در میان است در بیان این مقوله نیز دچار بریدگی و گسست و صرفا به دلیل نام کارگردان و بازیگران مطرح موفق نشان داده است .
بسیاری از منتقدان سینمایی، نبود رقابت حرفه ای در میان سینماگران و فقدان کارگردانان صاحب سبک و مولف و عافیت طلبی برای رصد کردن موضوع و پرداخت صحیح آن متناسب با خواست و نیاز جامعه را دلیل پسرفت فیلمسازان خوش ذوقی همچون تبریزی می دانند.
همیشه پای یک زن در میان است با وجود شخصیت پردازی روان و انتخاب مضمونی بدیع برای روایت به دلیل در سطح ماندن،اثری به شدت متوسط از تبریزی به شمار می رود و حتی شوخی های کلامی و رفتاری بازیگران نیز نتوانسته این اثر را بالا بکشد.
به هر سوی این اثر در گیشه موفق و اقبال مخاطبان را همراه داشته و به قولی تنور اکران را در ماههای پایانی فصل گرما داغ کرده، هرچند که انتظار از تبریزی همچنان به دلیل کارنامه پیشین چیزی فراتر از همیشه پای یک زن در میان است ، می باشد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٧ - حسن معظمی