طفل سرراهی به نام سینما و جشنواره فیلم کودک

از اینکه فیلم کودک ونوجوان و یا به تعبیری اثری برای این گروه سنی در کشورمان تولید نمی شود ؛ جمیع صاحب نظران عرصه سینما وحدت نظر دارند. اما از اینکه جشنواره ای که به نام این گروه اما به کام دیگران برگزار می شود و همواره در خوف و رجا برای یافتن جا قرار دارد و یا اینکه سر نخواستن این جشنواره در استان های مختلف که هرزگاهی دست به دست می شود، بین حضرات همواره به دلایل بیرونی اختلاف وجود داشته است. جشنواره فیلم کودک و نوجوانان سه سال پیش و در پی قراردادی که میان معاون وقت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاندار آن زمان همدان بسته شد پس از سالیانی از اصفهان به این منطقه منتقل شد. یادم هست استاندار همدان در آن ایام با نطق های آتشین و دفاع جانانه از فیلم کودک و مخاطبان انبوه این گونه سینمایی و توجه ای که به واسطه برپایی این رویداد هنری به همدان می شود، سخن ها می راند.

اما با تغییر معاونت سینمایی ارشاد و به دنبال آن مدیریت استان همدان، زمزمه ای که منجر به جدایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان از اصفهان شد به گوش رسید ، استاندار  و مدیران جدید این استان با طرح این پرسش که چرا ما باید برای جشنواره ای میلیاردی هزینه کنیم اما به نام دیگر (بنیاد سینمایی فارابی ) تمام شود، اصلا خودمان می خواهیم برگزار کنیم و در ضمن اولویت ما این جشنواره نیست و ...!. به راستی فرهنگ و هنر و انبوه مخاطبان یک گونه سینمایی که اتفاقا بیشترین افتخار را برای سینمای این کشور از محافل و رویدادهای معتبر جهانی به ارمغان آورند و نام ایران و انقلاب اسلامی را مطرح کردند، در اولویت نیست و هزینه برای آن ، دغدغه نیست.

 سینمایی که از آن فقط نام جشنواره ای مانده و تنها چند ماه به برگزاری آن پولی به چند تهیه کننده وکارگردان تزریق می شود تا چند فیلم هرچند نصفه و نیمه با نام کودک اما نه برای او ساخته و روانه اکران در این رویداد شود.فیلم هایی که اکثرا رنگ پرده را نیز به خود نمی بینند و تنها با دیدن در جشنواره کودک به خاطره های می پیوندند و اگر بخت با آنها یار باشد امکان راه یابی به شبکه نمایش خانگی می یابند!. حال آقایان مدیران استانی و تهرانی با  این استخوان در گلو مانده چه می خواهند کنند؟! طفل سر راهی که هیچکس قیومت او را نمی پذیرند اما در گستره واژگان و مباحث تئوریک هریک داد سخن می رانند و از باید ها و نبایدها تقویت این ژانر فراموش شده سینمایی می گویند. در توفیق ها همه شریکند اما در بزنگاهها آقایان مدعی غایب!. جالب اینکه همین همیشه مدعیان با دیدن اقبال عمومی بخصوص کودکان به تولیدات آن ور آبی؛ چهره در هم کشیده و با الفاط دهن پرکن خطرات فرهنگی  را یادآور می شوند و در مقام پند وموعظه به مخاطب بر می آیند!. اما در این میان این پرسش مطرح است که ما منظور کسانی که در حوزه تصمیم گیری و تصمیم سازی عرصه فرهنگ وهنر و بخصوص سینما قرار دارند و نحوه هزینه کرد پول و امکانات را مدیریت می کنند؛ چه وظایفی به عهده دارند؟ آیا این انتظار طولانی کودک و نوجوان ایرانی برای دیدن فیلم خوب، جذاب و مطابق با سلیقه و علاقه خود به سر می رسد ؟ آیا اساسا در سینما و تلویزیون جایی برای انها قائل هستند و آیا روزی می رسد که فیلم برای این گروه و متناسب با خواست و نیاز آنها ساخته و مجال اکران یابد؟.بچه های دیروز فقط خاطره "کلاه قرمزی" و "مدرسه موشها" را با خود دارند، اما  بچه های امروز با "شرک" و سایر شخصیت های آن ور آبی عجین شده اند !. به نظر می رسد باید به این بازی دست به دست کردن این طفل به زعم آقایان سرراهی ( سینما و جشنواره فیلم کودک و نوجوان) پایان داد و چاره ای کرد ،چرا که فردا دیر است.

/ 2 نظر / 23 بازدید
امید

سينمايي به اسم كودك، اصلا داريم؟

زهرا مقيمي

فرهنگ و هنر مقوله اي كه اصلا در عرصه تصميم گيري جايي ندارد چه رسد به سينماي كودك و نوجوان[سوال]